گفت و گو با یاسمن میر، رتبه ۶ علوم تجربی ۹۶

تنها دختری است که در بین نفرات برتر گروه آزمایشی علوم تجربی آزمون سراسری ۹۶ قرار دارد؛ گروهی که این روزها تعداد قابل توجهی از دانش آموزان را جذب خود کرده است. براستی این دسته از دانش آموزان چگونه درس خوانده­اند که در بین بیش از ۵۱۸ هزار داوطلب، رتبۀ تک رقمی کسب کرده­اند؟ برای یافتن پاسخی به این پرسش، گفت و گویی داشتیم با یاسمن میر، رتبۀ ۶ گروه آزمایشی علوم تجربی، و از او خواستیم که بیشتر دربارۀ نحوۀ درس خواندن خود سخن بگوید. با تشکر از این داوطلب توانمند بابلی، امیدواریم که آنچه در ذیل می‌آید، مورد پسندتان واقع شود.

زبان و ادبیات فارسی: ادبیات را ابتدا درس به درس می ­خواندم و بعد از عید نیز به صورت موضوعی مطالعه می­ کردم؛ یعنی در ابتدا متن یک درس، معنی لغات و آرایههایش را می‌خواندم و تست می‌زدم، و بعد از عید به طور موضوعی تست می ­زدم. در کل حدودا هر شب یک ساعت برای ادبیات وقت می­ گذاشتم و در برنامه‌ام تست قرابت معنایی هم بود.

عربی: به نظر من قواعد عربی را باید مفهومی یادگرفت. خود من، با اینکه سال چهارم کلاس عربی نداشتیم، اما هیچ وقت مطالعه عربی را رها نکردم، و هر چند که در این درس قوی بودم و نقطه قوت من بود، ولی هفته­ای پنج تا شش ساعت برای مطالعه و تست زدن در این درس وقت می­ گذاشتم.

معارف اسلامی: برای فراگیر درس معارف اسلامی، تست زیادی می­زدم؛ البته در ابتدا متن کتاب را می­خواندم و بعد تست می‌زدم و سپس نکات تست‌های آزمون سراسری را در متن درس مشخص می­ کردم، و اگر نکته­ ای بود در حاشیۀ کتاب می ­نوشتم؛ برای مثال، آیات یا قسمت­هایی از درس‌های مختلف که با هم مرتبط بودند، در یک‌جا می‌نوشتم. در نتیجه، پاسخ به سؤال‌های ترکیبی کنکور برایم آسان بود. در کل به نظر من، مرور متن کتاب معارف، مهم‌­تر از تست زدن است.

زبان خارجی: پیش از سال چهارم، کلاس زبان می­رفتم و تافلم را گرفته بودم. برای همین در این درس مشکلی نداشتم. با این همه، هفته‌ای دو تا سه ساعت برای زبان وقت میگذاشتم؛ چون هر قدر هم تسلط داشته باشی، اگر مطالعۀ زبان را رها کنی، مهارت و توانمندی‌ات را در پاسخگویی به سؤال­ های این درس از دست می­ دهی.

زمین‌شناسی: درس زمین‌شناسی برایم بی‌اهمیت نبود؛ چون می‌دانستم که در بهبود رتبۀ کل تاثیر دارد و انتظار داشتم که در کنکور نیز درصد بهتری در این درس کسب کنم.

ریاضی: بعضی از داوطلبان گروه آزمایشی علوم تجربی، به ریاضی کم توجه یا بی‌توجه هستند، اما من از بچگی به ریاضی علاقه‌مند بودم و در این درس تست زیاد زدم؛ البته هر روز ریاضی نمی ­خواندم ، اما زمانی که ریاضی می‌خواندم، دو تا سه ساعت برای این درس وقت می ­گذاشتم و آن را به صورت تستی می‌خواندم.

زیست‌شناسی: اول متن کتاب زیست‌شناسی را روزنامه وار می­ خواندم و بعد تست می­زدم و نکات تست را در حاشیه درس می ­نوشتم و دفعات بعد، قبل از حل دوبارۀ تست، متن کتاب را، همراه با نکاتی که یادداشت کرده بودم، می ­خواندم. این روش، خیلی مؤثر بود. تلاش می­ کردم تست ­هایی که می­زنم شبیه به کنکور باشد و هر تستی که می‌زدم، همراه آن تست به متن کتاب برمی ­گشتم. کلا اینکه فقط متن کتاب را بخوانیم، اثر ندارد و به نظر من بهتر است که جملات را در قالب «صحیح» و «غلط» خواند یا یک مجموعه از نکات دام‌دار را مشخص کرد و برای یک مجموعه از نکات زیست‌شناسی که رویش تاکید می­ شود، اهمیت بیشتری قایل شد.

همچنین لازم است که مباحث زیست‌شناسی را به صورت ترکیبی خواند؛ برای مثال، وقتی مبحث گیاهی را می‌خوانیم، مباحث گیاهی چهارم و سوم و دوم را در کنار هم بخوانیم و نکات مهم آنها را مشخص و مرور کنیم؛ چون بعضی از مثال‌های کتاب مثل «شارش» آن قدر مهم است که باید هربار نکاتش به صورت جملات «صحیح» و «غلط» یا در تست ­های کنکور، مرور شود. نکته دیگر استثناءها هستند که من در حاشیۀ هر درس اضافه می­کردم و در تست ­ها هم اهمیت بسیار دارد.

من برای زیست‌شناسی وقت زیادی می­ گذاشتم و معمولا روزهایی که مدرسه نداشتم، چهار ساعت (دو ساعت صبح و دو ساعت غروب) و روزهایی که مدرسه داشتم، دو ساعت زیست‌شناسی می ­خواندم. در آزمون ­های آزمایشی نیز که شرکت می ­کردم، نکته­ های مهم تست ­ها را وارد کتابم می­کردم، و در نتیجه، هر بار که متن کتابم را می ­خواندم، علاوه بر متن کتاب، همۀ نکات تست برایم مرور می­ شد.

فیزیک: فیزیک را خیلی مفهومی می­خواندم. به این درس علاقه داشتم و به آن بی‌توجهی نمی ­کردم و حتی به  یک مجموعه از مباحث که سخت‌تر بود و بچه‌های دیگر آن را نمی‌خواندند، علاقه داشتم. به داوطلبان هم پیشنهاد می­ کنم که درس فیزیک را به صورت مفهومی بخوانند تا بتوانند به انواع سؤال­های این درس را پاسخ دهند. فصل ۷ و ۸ فیزیک پیش‌دانشگاهی را هم، که حفظی است و باید متن کتاب را خواند، با دقت خواندم؛ در ضمن، تست هم باید زیاد زد تا خلاقیت و ابتکار لازم را برای حل تست‌های این درس به دست آورد.

شیمی: هر شب شیمی می­ خواندم؛ چون اگر کنار گذاشته شود، سرعتت در  محاسبه و حل کردن سؤال‌ها کم می­ شود. به  نکات حفظی هم خیلی توجه می‌کردم و متن کتاب را با جزییات می­خواندم. متاسفانه سر کنکور، سؤال­ های شیمی را با عجله و بی‌دقت پاسخ دادم و با اینکه همیشه شیمی نقطه قوتم بود، درصد خوبی در این درس کسب نکردم.

روزهایی که مدرسه می­ رفتم هفت تا هشت ساعت درس می ­خواندم و روزهایی که مدرسه نداشتم ۱۵ تا ۱۶ ساعت درس می­ خواندم.

نه، احساس خستگی نمی­کردم یا دلم نمی‌خواست که زودتر کنکور بیاید و این دوران تمام شود؛ حتی هرچه بیشتر می­ خواندم، احساس می­کردم که کمتر خسته می­ شوم.

تفریح خاصی نداشتم. شاید هر دو هفته یک بار بعد از آزمون آزمایشی، چند ساعتی را با خانواده می‌گذراندم؛ اما در کل تفریحی نداشتم و اصلا برایم مهم نبود که تفریح خاصی داشته باشم یا کار خاصی انجام بدهم؛ چون خیلی به درس خواندن علاقه داشتم.

هیچ وقت از ماشین حساب استفاده نکردم و کلا سرعتم در محاسبات زیاد بود. شاید هم چون زیاد تست می­زدم و سؤال‌های محاسباتی حل می­کردم، سرعتم زیاد شده بود.

بعد از آزمون نهایی سال سوم، در تابستان  خیلی تمرین کردم و زمان هر تست را کوتاه تر از آنچه در کنکور بود، در نظر می­گرفتم. این امر باعث شد که سرعتم در تست زنی خوب باشد و حتی در کنکور وقت اضافه هم آوردم!

بعد از امتحانات نهایی سال چهارم، که به دوران جمع بندی معروف است، روش مطالعه‌ام متفاوت شد؛ به این صورت که هر دو روز یک بار، یک آزمون سراسری را در شرایطی مشابه کنکور می ­دادم و غلط‌هایم را مشخص می‌کردم و سپس مباحثی را که در آنها مشکل داشتم، می­ خواندم؛ در ضمن، همۀ فصل‌های کتاب های درسی­ ام را تقسیم بندی کرده بودم و مرور می­کردم. همچنین خلاصه‌نویسی هم می­کردم و نکات مهم را در کتاب‌های درسی­ام می ­نوشتم. یک ماه آخر هم، نکاتی که مهم­تر بود یا در آنها اشکال داشتم، نوشتم و چند روز مانده به کنکور، آنها را دوره کردم.

در آزمون­ های آزمایشی نوسانم معمولی بود و هیچ وقت وضعیتی نداشتم که نگران کننده باشد. گاه دو یا سه رتبه پایین­تر می­ آمدم که معمولا به خاطر بی‌دقتی بود و سعی می‌کردم که برای آزمون بعد، مشکلم را برطرف کنم.

هیچ مشاوری نداشتم؛ به خاطر اینکه به خودم اطمینان داشتم و روش برنامه ریزی خودم را امتحان کرده و از آن نتیجه گرفته بودم. به نظر من، اینکه خود دانشآموز بهتر از هرکسی می ­داند که چه درسی را با چه برنامه­ ای بخواند؛ البته در صورت لزوم، از مشورت ­های مادرم هم بهره می­ بردم؛ مثلا در برهه‌ای در درک مطلب عربی مشکل داشتم. آنها را با مادرم مطرح کردم و ایشان گفتند بهتر است که هر شب یک درک مطلب عربی حل کنم. پس از انجام این کار، مشکلم رفع شد.

مادرم همیشه با من همراه بودند و من به پیشنهادهایشان کاملا اعتماد داشتم. در کل، خانواده‌ام در کسب موفقیتم خیلی مؤثر بودند و قطعا بدون کمک آنها نمی‌توانستم این نتیجه را کسب کنم.

از سال ­های پایه یاد گرفته بودم که به فضاهای منفی توجه نکنم و نگذارم که اعصابم خرد شود؛ یعنی دقت می­ کردم که درگیر هیچ حاشیه­ ای نشوم و فکرم مشغول این موارد نشود.

هیچ وقت نشد که به خاطر درس، نمازم قضا شود. معتقدم که نماز و نیایش، باعث آرامش بیشتر انسان می ­شود.

سال چهارم تازه تلفن همراه خریدم؛ چون قبل از آن به این وسیله، احساس نیاز نمی­کردم؛ اما سال چهارم برای دریافت کارنامه آزمون‌های آزمایشی، سؤال‌هایی که روی سایت‌ها می­گذارند یا ارتباط با معلم، از آن استفاده می‌کردم. به نظرم داوطلب کنکور باید با خودش صادق باشد و وقتی محدود را برای استفاده از تلفن همراه در نظر بگیرد و آن وقت را هم در جهت نیازهای علمی‌اش استفاده کند؛ نه اینکه سراغ شبکه‌های مجازی برود و وقتش را تلف کند.

معدل کتبی نهایی: ۲۰، زبان و ادبیات فارسی: ۷/۹۴ درصد، عربی: ۴/۸۹ درصد، معارف اسلامی: ۷/۹۴ درصد، زبان خارجی: ۱۰۰ درصد، زمین‌شناسی: ۶۸ درصد، ریاضی: ۱۰۰ درصد، زیست‌شناسی: ۹۲ درصد، فیزیک: ۲/۹۱ درصد، شیمی: ۸۲ درصد.

منبع: سنجش

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *